مهدى الهى قمشه اى
34
حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )
كه خاتم هربحث و منتهاى هردرس است ختم مىكنيم . و در جلد دوم آن ص 341 دربارهء شب و روز در تحت عنوان « منظره پرغوغاى شب و روز آسمان » چه غوغا مىكند . در ص 276 جلد اوّل آن در معنى تصوّف فرمايد : بطور كلّى اگر معنى تصوّف و صوفى عالمان ربّانى هستند كه داراى مقام معرفة اللّه و تخلّق به اخلاق اللّه و تهذيب نفس به عبادت و رياضت و مجاهده است و مخالفت هواى نفس و تزكيهء روح و پاك ساختن دل از عشق و محبت ما سوى اللّه است و هدايت و تربيت خلق به معرفت و خداشناسى و اخلاق حسنه و علم و عمل خالص و ذكر و فكر در اسماء و اوصاف الهى است و ترك شهوات حيوانى و فضولات دنيوى و احسان و خدمت بىريا به خلق است و دستگيرى از بيچارگان و اعانت مظلومان و ارشاد گمراهان وادى توحيد و خداشناسى است به حقيقت آنان شاگردان عالى مدرسهء انبياء و طريقه قرآن و مدرسهء قرآناند كه خلق را بر آن دعوت فرموده و پيروى حقيقى چون اصحاب صفه از رسول اكرم و اوصياى او است صلوات اللّه عليهم اجمعين . لكن بايد دانست كه مصداق تصوّف و صوفى و عارف باللّه به اين معنى نادرى را در دوران عالم مىتوان يافت مانند زيد و اويس قرنى و كميل و ميثم و خواجه ربيع و ابو بصير و هشام حكم و پسر ادهم و امثالهم در زمان ابو نصر و ابو على و ابو الحسن و ابو سعيد ابو الخير و خواجه طوسى و محيى الدين و عارف رومى و سنائى و حافظ و سعدى و شيخ اشراق و صدرا و فيض و حكيم سبزوارى بودهاند و يا اينان خود از آن عارفان و صوفيان صفايند . اما امروز كه اثرى از آن عالمان عارف صاحب سرّ امام كمتر يافت مىشود خداى ما را به آن خدا پرستان واقعى رهنمايد و به مقام شامخ آنان برساند كه آنها انسان حقيقى و خضر و موساى عقل و زنده به آب حيات معرفة اللّهاند . و اگر معنى صوفى و تصوّف عبارت از ادّعاى دروغ مقام ولايت است و نيابت خاصّه به هواى نفس و حبّ رياست و خرقهبازى و سالوسى و ريا و دكّاندارى و فريب دادن مردم سادهلوح ، در عين حال مشتاق معارف حقّه ، و تشكيلات و امور موضوعه موهوم و